میبد برایم خیلی جالب بود، آش آبادانی ، بهترین غذایی بود که در آنجا خوردم، از نارین قلعه ، کبوتر خانه، اب انبار های قدیمی ، کارگاههای سفالگری و چاپار خانه دیدن کردم.، بسیار زیبا و دل انگیز بود و چقدر زود گذشت. اردکان هم شهری باصفا و در مسیر جاده اصلی یزد به سمت تهران قرار دارد و ارده آن معروف و چقدر کارگاه های تولید ارده که در کنار جاده و معمولا شبانه روز یا تا دیروقت باز هستند تا مسافرینی که در حال تردد در آن منطقه هستند و در مسیر یزد، مهریز ، انار، کرمان، سیرجان، حاجی آباد ، بندر عباس و قشم هستند ، بتوانند این محصولات تازه و خوشمزه را خریداری کنند. در هر صورت این مسیری طولانی بود که در مدت تحصیلم چه با خودروی شخصی یا هواپیما و قطار و یا با اتوبوس طی شد. دز یکی از سفرهایی که به یزد داشتم، با قطار از تهرا ن به سمت یزد در حرکت بودیم که حدود 5 کیلومتر ی ایستگاه یزد، قطار از ریل خارج شد و درون کوپه ها با خاک یک شد و همه مسافرین سراسیمه از کوپه ها خارج شدند و به جز چند نفری که حادثه دیدند و از ناحیه گردن و کمر آسیب دیدند، خوشبختانه حادثه ناگواری پبش نیامد، بالاخره مسیر را با پای پیاده تا ایستگاه یزد طی کردیم. البته خاطرات یزد بسیار است و خاطرات خوبی دارم با مردم شریف و دوست داشتنی از این خطه ایران عزیز که فرصت شود در فرصت های بعدی حتما خواهم نوشت.
برچسب:
نویسنده: پارسا امینی